loading...

مرجع مقالات مسجد توفیق

بازدید : 73
شنبه 26 آبان 1403 زمان : 12:14


حَجّ، از مهمترین احکام عبادی و از فروع آیین و نیز یکی‌از عنصرها شماره مسجد توفیق مشهد اسلام، که در ماه ذیحجه هر سال با مراسمی منحصربه‌فرد و باشکوه در مکه اجرا مي شود.
حجّ در لغت در معنای تمایل به شیء معظم میباشد و در شرع مقدس اسلام عزم و قصد موظف به بیت الله الحرام با اوصاف اختصاصی در حین اختصاصی و با شرائط بالخصوص را است. گروهی از مفسرین اسلامی حج را ‹‹قصد منزل آفریدگار کردن برای اعمال مناسک و اعمالی خاص در مرزو بوم منزل خداوند›› تعریف‌و‌تمجید کرده اند رزرو مسجد توفیق مشهد و بعضا دیگر حج را اسمی برای گروه مناسکی اند که در مشاعری خاص ( منا، مشعر، عرفات) ایفا می گردد و در واقع حج در‌این معنا فقط قصد منزل آفریدگار کردن وجود ندارد. با صرف لحاظ از اشکالات تمجید نخستین و آدرس مسجد توفیق مشهد دوم در سومی تعریف‌و‌تمجید، برخی حج را قصد منزل معبود کردن و به جا آوردن اعمالی خاص در مشاعری خاص تمجید کرده اند.درین تعریف‌و‌تمجید هم ‹‹قصد›› آمده، هم ‹‹جاری ساختن اجرا›› و هم قید ‹‹مشاعر خاص›› که‌این تعریف‌و‌تمجید جامع تر و کامل تر به حیث میرسد.
التفات
حجّ از عنصرها آیین میباشد و رخنه‌ آن از گناهان کبیره میباشد و آن بر کلیه اشخاصی که شرائط حجّ در آنها عده گردد، واجب میباشد.در التفات حجّ و در مذمّت شکاف آن احادیث مختلفی وارداتی میباشد که به یک مثال اشاره می گردد؛ امام درستگو (ع) فرمودند: «مَن ماتَ و لم یحجّ حجّة الاسلام و لم یَمْنعه اینجانب ذلک حاجةٌ تجحف به أو مرضٌ لایطیق فیه الحج، وی شاه یمنعه، فلیمت یهودیاً وی نصرانیاً» «هر که بمیرد و اکنون آن که حجةالاسلام را به جا نیاورده باشد در حالی که مانعی از بجا آوردن حج بوجود نیامده باشد از قبیل حاجتی که بازدارنده ایفا حج خواهد شد یا این که مرضی که در آن تحمل اجرا حج را نداشته باشد یا این که پادشاه ظالمی بازدارنده از حج گردد، پس بمیرد یهودی یا این که نصرانی».
معنای واژه و کلمه حج
معنای واژه و کلمه عربیِ حَجّ یا این که حِجّ، عامل و ادله آوردن و امری اصلی را قصد کردن، مذکور میباشد.
معنای اصطلاحی
...
wikifeqh: موسم_حج
[ویکی فقه] حج (قرآن). کلمه و واژه حج در لغت بمعنای قصد بعداز قصد میباشد، یعنی قصد مکرر و در اصطلاح شرع به معنای عملی میباشد که معهود دربین مسلمان‌ها میباشد.
حج در لغت به معنای قصد میباشد، بعد از آن به قصد دیدار منزل پروردگار برای اجرای مناسک، تخصیص یافته میباشد. درین مدخل از واژه «حج» و اسلوب آیاتی زیرا «و اینجانب یعظم شعائر الله...» ( (چنین میباشد مناسک حج ) و کسی که شعائر الهی را گران قدر داراست این عمل نماد تقوای دلهاست) و «لاتقتلوا الصید و انتم مقبره...» (ای افرادی که ایمان آورده اید شکار را در حالا احرام به قتل نرسانید...) مصرف شده میباشد.
اثرها حج
← آمرزش بعد از اتمام حج
بجا آوردن حج، سبب ساز تقویت دیانت عموم میباشد: «جعل الله الکعبة البیت الحرام قیـمـا للناس...» آفریدگار، کعبه، بیت الحرام، را وسیله ای برای سامان بخشیدن به شغل عموم قرار داده ... . (در ماجرا امام راستگو علیه السّلام در تعبیر آیه نقل گردیده است که معبود، حج را موجب تقویت آیین عموم قرار داده میباشد. )


حَجّ، از مهمترین احکام عبادی و از فروع آیین و نیز یکی‌از عنصرها شماره مسجد توفیق مشهد اسلام، که در ماه ذیحجه هر سال با مراسمی منحصربه‌فرد و باشکوه در مکه اجرا مي شود.
حجّ در لغت در معنای تمایل به شیء معظم میباشد و در شرع مقدس اسلام عزم و قصد موظف به بیت الله الحرام با اوصاف اختصاصی در حین اختصاصی و با شرائط بالخصوص را است. گروهی از مفسرین اسلامی حج را ‹‹قصد منزل آفریدگار کردن برای اعمال مناسک و اعمالی خاص در مرزو بوم منزل خداوند›› تعریف‌و‌تمجید کرده اند رزرو مسجد توفیق مشهد و بعضا دیگر حج را اسمی برای گروه مناسکی اند که در مشاعری خاص ( منا، مشعر، عرفات) ایفا می گردد و در واقع حج در‌این معنا فقط قصد منزل آفریدگار کردن وجود ندارد. با صرف لحاظ از اشکالات تمجید نخستین و آدرس مسجد توفیق مشهد دوم در سومی تعریف‌و‌تمجید، برخی حج را قصد منزل معبود کردن و به جا آوردن اعمالی خاص در مشاعری خاص تمجید کرده اند.درین تعریف‌و‌تمجید هم ‹‹قصد›› آمده، هم ‹‹جاری ساختن اجرا›› و هم قید ‹‹مشاعر خاص›› که‌این تعریف‌و‌تمجید جامع تر و کامل تر به حیث میرسد.
التفات
حجّ از عنصرها آیین میباشد و رخنه‌ آن از گناهان کبیره میباشد و آن بر کلیه اشخاصی که شرائط حجّ در آنها عده گردد، واجب میباشد.در التفات حجّ و در مذمّت شکاف آن احادیث مختلفی وارداتی میباشد که به یک مثال اشاره می گردد؛ امام درستگو (ع) فرمودند: «مَن ماتَ و لم یحجّ حجّة الاسلام و لم یَمْنعه اینجانب ذلک حاجةٌ تجحف به أو مرضٌ لایطیق فیه الحج، وی شاه یمنعه، فلیمت یهودیاً وی نصرانیاً» «هر که بمیرد و اکنون آن که حجةالاسلام را به جا نیاورده باشد در حالی که مانعی از بجا آوردن حج بوجود نیامده باشد از قبیل حاجتی که بازدارنده ایفا حج خواهد شد یا این که مرضی که در آن تحمل اجرا حج را نداشته باشد یا این که پادشاه ظالمی بازدارنده از حج گردد، پس بمیرد یهودی یا این که نصرانی».
معنای واژه و کلمه حج
معنای واژه و کلمه عربیِ حَجّ یا این که حِجّ، عامل و ادله آوردن و امری اصلی را قصد کردن، مذکور میباشد.
معنای اصطلاحی
...
wikifeqh: موسم_حج
[ویکی فقه] حج (قرآن). کلمه و واژه حج در لغت بمعنای قصد بعداز قصد میباشد، یعنی قصد مکرر و در اصطلاح شرع به معنای عملی میباشد که معهود دربین مسلمان‌ها میباشد.
حج در لغت به معنای قصد میباشد، بعد از آن به قصد دیدار منزل پروردگار برای اجرای مناسک، تخصیص یافته میباشد. درین مدخل از واژه «حج» و اسلوب آیاتی زیرا «و اینجانب یعظم شعائر الله...» ( (چنین میباشد مناسک حج ) و کسی که شعائر الهی را گران قدر داراست این عمل نماد تقوای دلهاست) و «لاتقتلوا الصید و انتم مقبره...» (ای افرادی که ایمان آورده اید شکار را در حالا احرام به قتل نرسانید...) مصرف شده میباشد.
اثرها حج
← آمرزش بعد از اتمام حج
بجا آوردن حج، سبب ساز تقویت دیانت عموم میباشد: «جعل الله الکعبة البیت الحرام قیـمـا للناس...» آفریدگار، کعبه، بیت الحرام، را وسیله ای برای سامان بخشیدن به شغل عموم قرار داده ... . (در ماجرا امام راستگو علیه السّلام در تعبیر آیه نقل گردیده است که معبود، حج را موجب تقویت آیین عموم قرار داده میباشد. )

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 46

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 470
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه